سلام پسرکم
بالاخره از طبقه ۱۹ به ۷ نزول کردیم یه خورده با وجود نینی سخت بود ولی تموم شد باید خونه رو تحویل صاحبخونه میدادیم با اون عروس خوشکلش 
ما فکر میکردیم چه عروس زیبایی باشه اما فاجعه بود
مبارک شوهرش باشه
پسرک شیطون ۷ ماهت هم تموم شد ولی اصلا حاضر نیست بشینه تا دلتون بخواد صداش بلنده حالا باباب پپپ رو میگه ولی سر و صدات خیلی زیاد شده گوش فلکم کر شد از بس میخونی بابات میگه صداش ارثیه من که نفهمیدم از کی به ارث بردی
هر روز صبح که از خواب بیدار میشی احساس میکنیم بزرگتر و شیطونتر شدی الهی همیشه سلامت باشی
الانم که مثلا خوابی ولی کلی لگد نثار من بیچاره کردی 
امروزم که ۸ ژانویه هست لثه هات خیلی اذیتت میکنن حسابی کلافه هستی تصمیم بر آن شد تا شازده کوچولو رو بیرون ببریم یه خیابون به نام دارالحسان توی کی ال هست به خیابون میمونا معروفه چه همه میمون اونجا بود حسابی سر حال اومدی که دندونات یادت رفت آخه این شیطونک عاشق حیوانات هست وقتی هم عصرا با کالسکش بیرونش میبرم چشمش فقط دنبال سگ و گربست حتی گنجشکا رو هم دنبال میکنه خلاصه که خیلی خوردنی شدی